[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

فیزیک
دانلود کتاب،مقاله،نرم افزار، فیزیک کوانتوم، ذرات بنیادی، ترمودینامیک، الکترومغناطیس، نجوم و کهکشانها، نسبیت و گرانش، نظریه های وحدت، فلسفه و متا فیزیک، فیزیک پلاسما ،لیزر،مباحث پایه فیزیک
منوی اصلی


بخش ها

نویسندگان

آرشیو

آمار
بازدید امروز : 54
بازدید دیروز : 110 ‍
بازدید این ماه : 2514
بازدید امسال : 8779
بازدید کل : 11815
تعداد پست ها : 186
تعداد لینک های لینکستان : 39
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 3

سخن روز


آیا ثابت هابل اشتباه است؟
اخترشناسان با استفاده از روشهای جدید ، فاصله کهکشان مثلث را تا زمین 3.14 میلیون سال نوری تعیین کرده اند. جدیدترین اندازه گیری ها از فاصله یکی از نزدیکترین کهکشانها به راه شیری ، این احتمال را مطرح کرده است که جهان 15 درصد وسیعتر و پیرتر از آنی باشد که تاکنون تصور شده است.
ادامه ي مطلب ...

نوشته شده توسط روح اله شکوهی فرد | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


نگاهی به بیگ بنگ
حتما ما می دانیم که جهان آغازی داشته است ، هرچند که این علم از جستجوی بشر برای بهتر فهمیدنش چندان راضی نیست . کنجکاوی های ما باعث می شود که این سؤال در ذهن ما ایجاد شود که جایگاه ما در جهان چیست و یا اینکه جایگاه خود جهان کجا است . در سراسر زمان ما این سؤالات را از خومان داشته ایم که جهان چطور آغاز شد ؟ و یا اینکه سن جهان چند سال است ؟ دیگر سؤال مطرح این است که ماده چگونه پدید آمد . این سؤالات آسان نیستند و ما در طول عمرمان در تاریخ این سیاره در تلاش هستیم که سرنخ هایی را به دست آوریم . اما هنوز با صرف این همه انرژی « چرا » های بسیاری باقی است که ما فقط می توانیم در آنها تأمل کنیم .
ادامه ي مطلب ...

نوشته شده توسط روح اله شکوهی فرد | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


نازایی نوترون ها
 

نابودی ضد ماده در میان انبوه پروتون ها و نوترون ها عدم تعادل پدید می آورد و بر روی ترکیب شیمیایی آینده کائنات تاثیر شگرف می گذارد. پروتون ها و نوترون ها از نظر طول عمر با یکدیگر تفاوت اساسی دارند. پروتونی که به حال خود رها شده باشد لااقل دهها میلیون میلیارد میلیارد میلیارد (31^10 ) سال، یعنی در واقع تا ابدیت زندگی می کند و یک پروتیکول « تقریبا ً » ثابت است. در عوض نوترون خصلتی بسیار غیر ثابت دارد و به سرعت به خرده های دیگر تغییر ماهیت می دهد. یک نوترون آزاد، پس از فقط پانزده دقیقه، زیر تاثیر قوه هسته ای ضعیف به یک پروتون،یک الکترون و یک نوترینو تغییر ماهیت می دهد و بنابراین نوترون هایی که به حال خود رها شده اند در فاصله پانزده دقیقه از صفحه کائنات محو خواهند شد؛ لیکن در اینجا پروتون ها به یاری نوترون ها می رسند و عالم را بار دیگر از نوترون پر می کنند، به این معنا که پروتون ها با الکترون ها ترکیب می شوند تا به نوترون ها و نوترینو ها مبدل شوند و این تغییر شکل نیز با میانجیگری قوه ی هسته ای ضعیف صورت می پذیرد؛ تا بدانجا که در زمان یک ثانیه ای تولد عالم تعداد نوترون ها به طور ثابت مساوی تعدادپروتون ها خواهد بود. امابعد از نواخته شدن یک ثانیه، یعنی درست وقتی که زنگ ساعت کیهانی ثانیه اول را اعلام می کند انبوه نوترون ها به صورت جدی رو به کاهش می گذارد زیرا در این لحظه تمام الکترون ها با ضد خرده های خود نابود می شوند و پروتون ها دیگر الکترون کافی پیدا نمی کنند تا به وسیله  آنها نوترون های تازه بسازند و در نتیجه برای هر ده عدد پروتون  بیش از دو نوترون باقی نمی ماند و همین عامل است که بر ترکیب شیمیایی آینده تاثیر قطعی می گذارد. به این ترتیب است که نخستین ثانیه عالم که پیدایش و تولد کائنات را تقریبا ً هیچ ناظر بوده است، و ظهور ماده و فراهم شدن شرایط فیزیکی ضرور برای صعود به سوی پیچیدگی را دیده است پایان می یابد؛ ثانیه اولی که بدلیل انبوه وقایعی که در طول آن روی داده است بیش از تمامی 17^10 ثانیه های دیگر پانزده میلیارد سالی که پس از آن کائنات زیسته است،

دارای اهمیت است.

 

منبع :  آهنگ پنهان - تالیف «ترین خوان ذوان»


نوشته شده توسط روح اله شکوهی فرد | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


جدول ذرات بنیادی
Click for Full Size View

نوشته شده توسط روح اله شکوهی فرد | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


شتاب دهنده های نوترون

شتاب دادن ذرات باردار

اگر ذره بارداری از ناحیه ای که در آن میدان الکتریکی برقرار است بگذرد ، به آن نیرویی وارد می شود. ذارتی که بار مثبت دارند ، مانند پروتونها ، در جهت میدان شتاب می گیرند ؛ و سرعت آنها در آن جهت افزایش می یابد. ذراتی که بار الکتریکی آنها منفی است ، مانند الکترونها ، در جهت مخالف با جهت میدان الکتریکی شتاب می گیرند ؛ و سرعت آنها در جهت مخالف افزایش پیدا می کند. این افزایش سرعت ذره سبب افزایش انرژی (جنبشی) ذره می شود که همان هدف اصلی شتابدهنده هاست ؛ یعنی شتابدهنده در واقع انرژی ذره را افزایش می دهد. این افزایش انرژی ، امکان مطالعه واکنشهای بسیار جالبی را برای ذرات فراهم می آورد.

ذراتی که در فیزیک انرژیهای زیاد شتاب داده می شوند عبارتند از : پروتون ، پادپروتون ، الکترون و پزیترون. این ذرات ، تنها به دلیل اینکه پایدارند و بار الکتریکی دارند مورد استفاده قرار می گیرند.

 

شتابدهنده های خطی

شتابدهنده خطی ، ساده ترین نوع شتابدهنده هاست. ذرات از یک سر به درون شتابدهنده وارد می شوند ، در داخل شتابدهنده به وسیله میدان الکتریکی شتاب می گیرند ، و با انرژی بیشتری از سر دیگر آن خارج می شوند. هر چه طول شتابدهنده خطی بیشتر باشد ، انرژی ذره خروجی بیشتر است. آزمایشهای مهمی در آزمایشگاه اسلک (مرکز شتابدهنده خطی استانفورد) در ایالت کالیفرنیا انجام شده است. طول شتابدهنده خطی اسلک اندکی بیش از 3 کیلومتر است و می تواند الکترون و پوزیترون را تا 50 Gev شتاب دهد. سرعت الکترونهایی که از شتابدهنده خطی خارج می شود ، خیلی نزدیک به سرعت نور است. پروتون و پادپروتون را نیز می توان در شتابدهنده خطی شتاب داد ، ولی چون این ذرات جرم خیلی بیشتری دارند (تقریبا ً 2000 برابر جرم الکترون) ، فرآیند شتابدهی هم پیچیده تر و هم پرهزینه تر است.

 

برخورددهنده های خطی

در سال 1989 در مرکز شتابدهنده خطی استانفورد ، شتابدهنده جدیدی به نام برخورددهنده خطی استانفورد راه اندازی شد. از شتابدهنده های خطی موجود به منظور شتاب دادن یک باریکه پوزیترونی و یک باریکه الکترونی ، در کنار هم ، استفاده می شود. سپس جهت خم کردن ذرات در امتداد دالانهای تازه تاسیسی که امکان برخورد باریکه ها را فراهم می آورند ، از میدانهای مغناطیسی استفاده می شود. در آوریل 1989 ، اولین برخورد میان باریکه الکترونی و پوزیترونی با انرژی 100 Gev به تحقق پیوست. این برخوردها مورد مطالعه قرار گرفتند و فیزیکدانان توانستند جرم ذره Z (یکی از حاملهای نیروی ضعیف) را با دقت بیشتری اندازه گیری کنند. این نوع شتابدهنده یک برخورددهنده تک گذر است ؛ یعنی ، باریکه های ذرات فقط یکبار شانس برخورد دارند ، آنگاه باید با باریکه های جدید همه چیز را از نو شروع کرد.

 

سنکروترونها

سنکروترون ابزرای است که ذرات را ، با استفاده از یدان الکتریکی در مسیری دایره ای مکررا ً  شتاب می دهد. برای خم کردن مسیر ذرات و حفظ آنها در مسیرهای دایره ای از میدانهای مغناطیسی استفاده می شود. از نظر علمی ، دسترسی به انرژیهای زیادتر برای سنکروترونهای پروتونی بیشتر از سنکروترونهای الکترونی است. هرگاه الکترونها یا پوزیترونها را در یک سنکروترون شتاب بدهیم ، افت انرژی این ذرات در گردش در مسیرها آنچنان زیاد است که قسمت عمده ای از انرژی شتابدهنده در این عمل تلف می شود و صرف شتاب دادن به ذره نمی شود. برای شتاب دادن الکترون و پوزیترون به انرژیهای بیشتر از 10 یا 20 Gev  احتیاج نیست ؛ شتابدهنده های خطی اقتصادی ترین نوع شتابدهنده ها هستند. هر ذره بارداری که در مسیر دایره ای شتاب پیدا کند ، انرژی تابش می کند. مقدار اتلاف انرژی ، بستگی دارد به این که انحنای مسیر دایره ای چه قدر است و نیز اینکه جرم ذره چه قدر است. ذرات سبکتر انرژی بیشتری را از دست می دهند و بنابراین این اتلاف انرژی در مورد الکترون (یا پوزیترون) مشکل جدی تری ایجاد می کند تا در مورد پروتون(یا پادپروتون). همچنین اگر محیط مسیر شتابدهنده خیلی بزرگ باشد ، مشکل کمتری ایجاد می کند. پادپروتونها را می توان به این صورت شتاب داد ، ولی در مورد ای ذرات مشکل اصلی در درجه اول در تولید و انبوه سازی آنهاست. سنکروترون پروتونی به نام شتابدهنده های با هدف ثابت نیز خوانده می شوند ، زیرا باریکه ذرات متحرک به محض اینکه از شتادهنده خارج شوند ، به هدف ساکن برخورد می کنند. عملکرد چنین شتابدهنده ای را می توان شامل سه مرحله دانست :

*  پروتونهای شتاب یافته در شتابدهنده ای خطی به داخل حلقه تزریق می شوند.

*  این ذرات در داخل حلقه آن قدر می جرخند تا به انرژی مورد نظر برسند.

*  این ذرات به صورت باریکه (یا باریکه هایی) از شتابدهنده خارج و به سوی هدف یا آشکارساز روانه می شوند.

یکی از جنبه های بسیار مفید دستگاههای با هدف ثابت توانایی آنها در تولید باریکه های ثانوی است. وقتی پروتونهای باریکه اولیه به هدف ثابت برخورد می کنند ، انواع مختلفی از ذرات تولید می شوند. اگر میدان مغناطیسی را در مسیر این ذرات قرار بدهیم ، ذرات مثبت به یک سو منحرف می شوند ، ذرات منفی به سویی دیگر و ذرات خنثی مسیری مستقیم را طی می کنند. به این ترتیب ، می توانیم باریکه های با بارهای متفاوت را از هم جدا کنیم. با استفاده از روشهای دیگری می توان ذرات را بیشتر جداسازی کرد و باریکه ای یکنواخت از ذرات به دست آورد. برای اینکه چند تایی از سنکروترونهای پروتونی را نام ببریم ، می توانیم از شتابدهنده های مستقر در آزمایشگاه های ملی بروکهاون ، آزمایشگاه فرمی و سرن (CERN) یاد کنیم.

 

برخورددهنده ها

نوع دیگر شتابدهنده دایره ای که در تحقیقات فیزیک انرژیهای زیاد مورد استفاده قرار می گیرد ، برخورددهنده است. در این نوع ماشین دو باریکه ذرات در جهتهای مخالف شتاب می گیرند. وقتی ذرات به انرژیهای مطلوب رسیدند ، امکان تلاقی مسیرها و برخورد باریکه ها فراهم می شود. در حال حاضر قدرتمندترین شتابدهنده های فرآیندهای انرژیهای زیاد از نوع برخورددهنده ها هستند. بزرگترین برخورددهنده الکترون ـ پوزیترون در جهان LEP  نام دارد. این دستگاه در تابستان 1989 در ژنو راه اندازی شد. آزمایشهای انجام شده در آنجا ، در تعیین سقف مستحکمی برای تعداد نوترینوها و تعیین دقیقتر جرم ذره تبادلی Z موفق بوده اند. احتمالا ً این آخرین برخورددهنده دایره ای الکترون ـ پوزیترون خواهد بود که ساخته شده است ، زیرا برای افزایش انرژی به میزان زیاد به ماشین بسیار بزرگتری نیاز خواهیم داشت ، و می دانیم که طول مسیر پیرامونLEP هم اکنون بالغ بر 27 کیلومتر است. برخورددهنده های الکترون ـ پوزیترون با انرژیهای زیادتر ممکن است با ماشینهایی مانند SLC ، که در آنها از دو شتابدهنده خطی با باریکه های ذره ای شاخ به شاخ استفاده می شود ، قابل حصول باشد. یکی از این انواع برخورددهنده شاخ به شاخ ممکن است تا اواخر دهه جاری ، در روسیه ساخته شود. قرار است که انرژیهای برخوردها در این شتابدهنده حداقل ده برابر LEP باشد. ابر برخورددهنده ابررسانا (SSC) که در تگزاس ساخته خواهد شد ، یک برخورددهنده پروتون ـ پروتون است که در طول مسیر پیرامون دایره ای آن بیش از 80 کیلومتر است. انتظار می رود که از آزمایشهایی که در SSC و LHC (برخورددهنده بزرگ هادرون در سرن ، ژنو) انجام حواهد شد ، مقدار زیادی اطلاعات جالب در مورد ساختار فیزیکی ذرات به دست آید. این آزمایشگاه ها قرار است که در حدود سالهای پایانی این قرن آغاز به کار کنند.

یکی از امتیازات بزرگ برخورددهنده ها عبارت است از مقدار زیاد انرژی قابل حصول در برخورد ها. اتومبیلی را در نظر بگیرید که با سرعت 50 کیلومتر در ساعت در حرکت است و با اتومبیل ساکنی برخورد می کند. خسارت ناشی از این برخورد را برآورد کنید. حال تصور کنید دو اتومبیل که هر دو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت حرکت می کنند با هم به صورت شاخ به شاخ برخورد کنند ، خسارت ناشی از این برخورد مسلما ً بیشتر از حالت قبلی است. همین اصول را می توان در مورد شتابدهنده های با هدف ثابت و برخورددهنده ها به کار برد. در برخورددهنده انرژی خیلی بیشتری برای تولید ذرات جدید در اختیار خواهید داشت ؛ بعلاوه دو برابر کردن انرژی باریکه در برخورد دهنده ، انرژی قابل حصول برای تولید ذرات جدید را دو برابر خواهد کرد ، که در کورد ابزارهای با هدف ثابت چنین نیست.

 

جدول زیر برخی از شتابدهنده های ساخته شده را نشان می دهد ؛

 

نام شتابدهنده

نوع شتابدهنده

انرژی بر حسب Gev

مکان فعالیت

سالهای فعالیت

کاسموترون

سنکروترون ، پروتون

3

نیویورک ـ بروکهاون

1952-1967

بواترون

سنکروترون ، پروتون

6.4

برکلی ـ کالیفرنیا

1954-1985

AGS

سنکروترون ، پروتون

28

نیویورک ـ بروکهاون

1961 تا کنون

اسلک

شتابدهنده خطی الکترون

50

استانفورد ـ کالیفرنیا

1961 تا کنون

آزمایشگاه فرمی

سنکروترون ، پروتون

400

باتاویا ـ ایلینویز

1972 تا کنون

سرن CERN

برخورددهنده پروتون ـ پادپروتون

900

ژنو ـ سوئیس

1981 تا کنون

تواترون

برخورددهنده پروتون ـ پادپروتون

2000

باتاویا ـ ایلینویز

1987 تا کنون

SLC

برخورددهنده خطی الکترون ـ پوزیترون

100

استانفورد ـ کالیفرنیا

1989 تا کنون

LEP

برخورددهنده الکترون ـ پوزیترون

120

ژنو ـ سوئیس

1989 تا کنون

LHC

برخورددهنده پروتون ـ پروتون یا پروتون ـ الکترون

16000

ژنو ـ سوئیس

1996 تا کنون

SSC

برخورددهنده پروتون ـ پروتون

40000

واکسهاشی ـ تگزاس

1999 تا کنون

 

  Image hosting by TinyPic


نوشته شده توسط روح اله شکوهی فرد | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


پاد ذره ها

گرچه نظر اصلی دانشمندان در مورد ضد مواد مشخص نیست اما تعدادی از آنها بر این تاکید دارند که ذرات پاد زیر اتمی مانند پوزیترون می توانند از ضد مواد باشند. بعضی دیگر هم اعتقاد دارند ضد مواد در سیاه چاله ها ایجاد می شوند. اما حقیقت چیست؟

عقیده ی VMR-PCR بر این است که اگر خلا عامل اصلی گرانش و ایجاد کننده ی نیروی دافعه باشد باید از ذراتی غیر مادی تشکیل شده باشد.

برای آسان تر کردن کار ابتدا فرض می کنیم این ذرات دقیقا مخالف مواد هستند.

طبق تعاریف گفته شده در VMR-PCR شتاب گرانشی حاصل از برآیند نیروهای دفع خلا و ماده است که این نشان می دهد دو نیروی دافعه ی ماده و خلا برابر نیستند.

در همین جا متوجه می شویم که قانون سوم نیوتن برای این ذرات آنچنان درست نیست.

زیرا عمل (دافعه ی خلا) را اگر در این فرآیند F = C فرض کنیم دافعه ی ماده F < C خواهد بود که این نشان می دهد عکس العمل در جهت عکس وارد می شود اما دقیقا برابر نیروی وارده نیست.

بنابراین قانون اول VMR-PCR در مورد ضد مواد: عمل و عکس العمل ضد مواد:

1) نیروی عمل ضد ماده همیشه از نیروی عکس العمل ماده بیشتر است.  

اما در اینجا یک استثنا بوجود می آید:

می دانیم که جهان در حال انبساط است. پس طبق قوانین گفته شده اجرام از آن نقطه شتاب می گیرند که در آن دفع ماده از خلا بیشتر باشد تا دافعه ای در عکس العمل ایجاد شود.

بنابراین تنها یک مورد استثنا وجود دارد و آن سفید چاله ای در مرکز دنیاست.

با این فرض متوجه می شویم نه کرم چاله ای وجود دارد و نه سفید چاله ای به اندازه ی این همه سیاه چاله!

تنها یک و یک سفید چاله در مرکز عالم وجود دارد زیرا در جای دیگر نمی بینیم اجرام به جز این سو به سوی دیگری منبسط شوند.

این مطلب معمای سفید چاله ی استفان هاوکینگ را حل می کند. سالها بود که این دانشمند می گفت پدیده ای باید در مقابل سیاه چاله وجود داشته باشد و اثباتی ریاضی برای آن داشت. اما با این همه تلاش کسی موفق به دیدن این مورد نشد. از آنجا که هاوکینگ سیاه چاله ها را با کرم چاله ها به سفید چاله ها متصل کرده بود منطقی به نظر می رسید که با رصد سیاه چاله ها در نقطه ای که دیگر کرم چاله ای نبود قسمت دوم نظریه ی هاوکینگ را رد می شد.

اما حال می فهمیم که تنها یک سفید چاله در مرکز عالم وجود دارد و به همین دلیل است که ما عاجز از

رصد این مورد هستیم.

اما حال چرا کرم چاله از سیاه چاله ها به مرکز دنیا متصل نباشد؟

طبق تعاریف گفته شده اگر جرم در سیاه چاله ساکن نبود چنین گرانشی در اطراف آن ایجاد نمی شد. زیرا گفته بودیم که دافعه ی خلا متناسب با دافعه ی ماده است. (به جز مورد سفید چاله)!

از آنجا که جرم بیشتر متناسب با دافعه ی بیشتر ماده است پس باید جرم در سیاه چاله ساکن باشد.

که البته این رابطه دو طرفه نیست که بگوییم هرچه خلا بیشتر دافعه ی ماده بیشتر زیرا خلا بدون ماده فعال نیست.

حال آیا می توان گفت اگر سیاه چاله ای آنقدر بزرگ شود که بر دافعه ی خلا غلبه کند تبدیل به سفید چاله خواهد شد؟

خیر. اولین دلیل آن است که همچنین موضوعی مشاهده نشده است. دوم اینکه پیش بینی می کنیم یک سیاه چاله در حالت ایده آل که بعید است دافعه ای برابر با خلا داشته باشد و به همین دلیل ثابت بدون هیچ گرانشی در فضا قرار گیرد به این دلیل که هیچ سیاه چاله ای در مرکزیت دفع خلا نیست. آن سفید چاله ای که ما از آن صحبت می کنیم در مرکز دنیا وجود دارد که این خواص برای آن برقرار می شود.

بنابراین خیلی دقیق می توان گفت اگر سیاه چاله به حجم عظیمی از این قابت دست پیدا کنند (تقریبا 50 درصد) گرانش آنها به جای اینکه زیاد شود کاهش خواهد یافت.

اما این دیدگاه چگونه نظریه ی جهان تپنده را توجیه می کند؟

همانطور که خواندید گفتیم سفید چاله ی مرکزی در حال دفع است.

در قوانین ضد ماده داریم که در هنگام ایجاد گرانش ذرات خلا خود متاثر از این برآیند دفع نیستند و ساکن باقی می مانند. همچنین فرض کردیم که ضد مواد خواص مقابل مواد را داشته باشند. پس مواد سفید چاله باید تاثیر پذیر از این دفع خود نیز از مرکز با سرعتی خاص جدا شوند. (با همان سرعت منقبض شدن دنیا).

بنابراین بعد از مدتی (برابر با طول زمان انبساط جهان) مواد داخل سفید چاله طوری تخلیه می شوند که دیگر قادر به مقاومت در مقابل دافعه ی خلا نخواهند بود. به همین دلیل دوباره بعد از انبساط دنیا شروع به انقباض می کند و سفید چاله ی مرکزی به سیاه چاله تبدیل خواهد شد.  

(ضد ماده از آن جا خود متاثر از دافعه نیست که این دافعه تولیدی ذرات دیگر خلا هست و گفتیم که خلا بدون ماده تاثیری ندارد).

بنابراین قانون دوم ضدماده را بیان می کنیم: تعریف نیرو برای ضد مواد:

2) نیرو (از قبیل جاذبه و دافعه) بر ضد مواد تاثیری ندارد.

از این موضوع که بگذریم دیدیم که در تعاریف طبق مثال پاکت آبمیوه و جاروبرقی با ایجاد توده ای از مواد در فضا ذرات خلا در اطراف آن چگال تر شده و از آنجاییکه می خواهند به جای خود برگردند به ماده دافعه وارد می کنند.

بنابر این تعریف داریم: کمیت های وجودی ضد مواد:

3) ضد مواد حجم اشغال می کنند اما جرم ندارند.

طبق همان مثال ها هم دیدیم که در این فرآیند ذرات خلا جابه جا نمی شوند و با حتی با مواد یا با خود ترکیب نمی شوند. تنها از برخورد نیروهای آنها به یکدیگر یک ذره ی پر انرژی با سرعت بیشتر از C ایجاد می شود. این ذرات تجزیه نمی شوند و یا از بین نمی روند.

بر طبق این موضوع و استناد به قانون پایستگی انرژی - ماده قانون چهارم را اینگونه بیان می کنیم: پایستگی ضد مواد:

4) ضد مواد نه بوجود می آیند و نه از بین می روند. اما ممکن است عاملی مانند انرژی داشته باشند که به آن تبدیل شوند. (انرژی عامل ماده است. عامل این ذرات باید نوعی مستقل باشند).

این قانون نشان می دهد که در هر جهان مقدار مساوی و ثابتی ضد ماده (خلا) و ماده وجود دارد که این مدل استاندارد را نیز توجیه می کند.

قانون پنجم را استوار بر ای مطلب بیان می کنیم: مقدار نیروی ضد مواد:

5) نیرویی که خلا به ماده وارد می کند به حجم آن بستگی دارد زیرا آنها جرم ندارند. نیروی وارده از ماده بر خلا نیز به جرم ماده بستگی دارد.

نکته: از آنجا که در مواد حجم بیشتر معنی جرم بیشتر را الزاما نمی دهد پس نیروی مواد را تنها به جرم نسبت می دهیم.  

6) ضد مواد مفهومی به نام چگالی ندارند. زیرا در هر دنیا تنها این مواد هستند که منبسط و منقبض می شوند و همانطور که گفتیم ذرات خلا ساکن هستند. به همین دلیل چگالی این ذرات تنها در اطراف اجرام تعریف می شوند. جرم بیشتر جسم چگال تر شدن ذرات خلا در اطراف آنرا بیان می کند.

نتایج زیادی از این قانون می توان گرفت که چند نمونه از آنها را در غالب قانون های مجزا بیان می کنیم:

7) دو ضد ماده بر هم نیرویی وارد نمی کنند زیرا:

الف) تنها در حضور ماده فعال و دارای اثر می گردند.

ب) در پدیده های انبساط  و انقباض نیروی ضد مواد (ذرات خلا) تحت تاثیر این فرآیندها قرار نمی گیرد.

8) ضد مواد هیچ گاه عاملی مانند انرژی ندارند و مطلقا پایسته هستند. زیرا تبدیل آنها به عاملی مانند انرژی آنها را مستلزم به حرکت می کند.

9) ذره ی ایجاد شده از برخورد دو نیروی دافعه ی خلا و ماده از آنجا که سرعت آن C^2 کاملا انرژی و در واقع مادی می باشد و از ضد ماده نخواهد بود.

حال تنها مطالب در مورد ضد مواد مربوط به گسیل امواج و بارهای آنها است.

در مورد طیف و گسیل امواج که قبلا اشارتی کرده بودیم مبنی بر اینکه از آنجا که ضد مواد خواص مقابل مواد را دارند نه طیف خواهند داشت و نه موج گسیل خواهند کرد.

البته فرضی را نیز بیان کردیم که ممکن است طیف سیاه برای ضد مواد باشد و این رنگ سیاه همانند سفید برای ماده از چندین رنگ ضد مادی تشکیل شده باشد.

اما در مورد بار:

اگر توجه کرده باشید مدلی که برای انتشار تاکیون ها مشخص کردیم خیلی شبیه به دفع دو بار هم نام بود.  

اگر هر دو دفع را منشایی از ذرات با بار همنام و تقریبا مساوی بیان کنیم این شباهت بیشتر نیز مشخص می شود. اما تا به جال باری برای خلا مشخص نشده است.

بنابراین قانون آخر را اینگونه بیان می کنیم:

10) ضد مواد در فرآیند گرانش باری همنام با بار مواد و تقریبا مساوی از نظر مقدار خواهند داشت.

به همین دلیل پیش بینی می کنیم که اولین لایه های خلا بعد از جو دارای بار همنام با آخرین لایه های جو باشد.

اما آیا قطب های مغناطیسی تاثیری در این ذرات و خواص آنها دارند؟

خیر. با تجزیه ی مطالب گفته شده خود در می یابید که تمام خواص بیان شده از فرآیند گرانش و بررسی آن بدست آمده اند و ارتباطی با مغناطیس ندارند.

آنگاه مغناطیس مواد از کجا آمده است؟

VMR-PCR عامل عالم را در دو چیز می داند. خلایی که فضا را پر کرده و ماده ای که ذره ی بنیادین عالم است.

همانطور که می دانیم مغناطیس اجرام سماوی بعد از چندین سال رو به کاهش می رود که دلیل آن نا مشخص است.

نظری که VMR-PCR دارد این است که بعد از بیگ بنگ مواد دارای بالاترین قدرت در میدان مغناطیسی خود هستند. با گذشت زمان و ظاهر شدن سناریوی جهان تپنده آنها این قدرت را به آهستگی از دست می دهند و بعد از انقباض در نقطه ی مرکزی عالم عاملی مغناطیس آنها را دوباره شارژ می کند.

بر همین مبنا پیش بینی می کند که مغناطیس از دست رفته عمدتا تا روز انقباض در فضا پخش خواهد بود و بوسیله ی این عمل در نقطه ی مرکزی جمع خواهد شد تا مواد جمع شده را شارژ مغناطیسی کند.

عمل این انقباض بستگی به دفع خلا خواهد داشت. به صورت تقریبی خلا در شرایط ایده آل به یک جسم متمرکز 5.98 تنی 1 تقسیم بر 10^24 نیوتن نیرو وارد می کند. برای بدست آوردن نیروی انقباض می توانید جرم دنیا را در این تناسب قرار داده تا مقدار تقریبی آن را بدست آورید.

بحث تقریبا در اینجا تمام است. زیرا از آنجاییکه چگالی برای ذرات معنی ای ندارد پس در کل ترمودینامیکی ندارند.

 


نوشته شده توسط روح اله شکوهی فرد | نظرات [0] | لینک به این مطلب |


لیست صفحات :: 1

نظرسنجی

پیوندها

لوگوی دوستان

پیوندهای روزانه







Copy Right 2007 ParsiBox.com ( Designed By ParsiBox Master Design )